عبارت «سر مپیچ» به معنای ایجاد سردرگمی و به هم زدن نظم و ترتیب در افکار و باورها است. این کنایه معمولاً برای توصیف شرایطی به کار میرود که فرد یا گروهی به دلایل مختلف از جمله فشارهای اجتماعی یا سیاسی، دچار تحولات یا آشفتگیهایی در نحوهٔ تفکر و تصمیمگیری میشوند.
در متون ادبی، این کنایه میتواند نشاندهندهٔ بحرانی باشد که فرد در آن به سر میبرد و شاید به دنبال پاسخها و راهحلهای جدیدی بگردد، اما نتواند به راحتی به آنها دست یابد. به عبارت دیگر، «سر مپیچ» بیانگر حالتی از تضاد و تنش در افکار شخص است.
بنابراین، به طور کلی «سر مپیچ» به وضعیت و فرآیند دچار شدن به سردرگمی و گیجی ذهنی اطلاق میشود.