yasna

فارسی دهم. درس4 فارسی دهم

سلام در آزاد در مورد بندرعباس هرکی نوشته میفرسته برامم ممنون میشم ازش

جواب ها

king 👑

فارسی دهم

انشاء دربارهٔ بندرعبّاس بندرعبّاس، این شهرِ آفتاب‌سوختهٔ کرانهٔ جنوب، چون نگینی است بر ساحل نیلگونِ خلیجِ همیشه‌فارس. گویی روزگار، آن را در میانِ ریگزار و دریا نهاده تا پیوندِ زمین و آب را به چشم هر رهگذر بنماید. آفتاب در این دیار چنان تیز می‌تابد که سایهٔ آدمی نیز گاه از هرمِ هوا می‌گریزد، امّا مردمِ بندر، سخت‌جان و گرم‌دل، با این تندیِ آب‌وهوا خو کرده‌اند و زندگی‌شان همچون بادهای موسمی، پیوسته در حرکت است. در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر، بوی ادویه و ماهی تازه درهم آمیخته و آوای صیّادان که بامدادان به دریا می‌زنند، گویی نغمه‌ای است که از دیرباز در گوشِ این خاک مانده. بازار قدیم بندر عبّاس، با دکّان‌های رنگارنگ و بافته‌های دستِ زنانِ هرمزگانی، از آن‌جاست که می‌توان فهمید روحِ تجارت و رفت‌وآمد، هنوز همچون خون در رگ‌های شهر می‌دود. قلعه‌ها و بناهای کهن، یادگار روزگاری‌اند که این بندر، محلّ گذر بازرگانان از هند و عرب و آفریقا بود؛ هر کدام داستان‌ها دارد از کشتی‌هایی که بادِ موافق می‌طلبیدند و از ناخدایانی که دل به بی‌کرانگیِ آب سپرده بودند. ساحل بندرعبّاس نیز، هماره در جنب‌وجوش است؛ دریانوردی، لنج‌سازی، و شورِ همیشگی مردم، جانِ تازه‌ای به شهر می‌دهد. امّا آن‌چه بندرعبّاس را بیش از همه ممتاز می‌سازد، همدلی و مهمان‌نوازی مردمِ آن است؛ مردمانی که آفتاب، پوستشان را تیره کرده، ولی دلشان روشن‌تر از سپیده‌دم است. در هر نگاه و لبخندشان، می‌توان صداقتِ مردمانِ جنوب را دید؛ همان صداقتی که سُرمهٔ چشم شهر است. بدین‌سان، بندرعبّاس نه تنها شهری بر کرانهٔ دریاست، بلکه قصّه‌ای است از رنج و کوشش، از گرما و زندگی، و از پیوند دیرینهٔ انسان با آب و آفتاب.

سوالات مشابه درس4 فارسی دهم