بچه ها بیان منم حوصلم سررفته یچیز یادم اومد یدفعه یادمه کلاس اول بودیم دوتا دوقلو من اکیپ شدیم،، شدیم قلدر و شوخ کلاس همرو میزدیم یبارم رفتیم برا معلمه اینو خوندیم:
«معلم عزیزم چراغ روی میزم برات پشکل بریزم»
وای چقد تباه بودیم الان یادم میوفته هم خندم می گیره هم دلم برا معلم میسوزهه😂💔