عوض کردن: دگرگون کردن، تغییر دادن روحانیون: جمع روحانی
آزادیخواه: دوستدار آزادی مرجعیّت: رهبری دینی، مرجع تقلید بودن
مظلوم: ستمدیده، ظلم شده اطاعت: پیروی
عالَم: دنیا، جهان نهضت: جُنبش، حرکت مردمی
سلام الله علیها: درود خدا بر او باد اعتراض: مخالفت، شکایت
شلّیک: صدای گلوله حمایت: طرفداری
سوار: سوارکار تظاهرات: راهپیمایی
سرفراز: سربلند، پرافتخار تبعید: دور کردن، به جای دور فرستادن
مزدوران: دست نشانده، آدم اجیر شده با پول طرز: شیوه، روش
خان: لقب مالکان زمین مرموز: نامعلوم، مُبهم، مشکوک
ناجوان مردانه: از روی نامردی تألیف: نوشتن
دلاور: دلیر، شجاع استعمارگر: کشور زور گو و ستمگر
بدین گونه: اینطور برافراشته: بلند کرده
تحصیل: درسخواندن، یاد گرفتن ممنوع: منع شده
مکتبخانه: مدرسه در قدیم ناگزیر: ناچار
ختم قرآن: پایان، یک بار خواندن از ابتدا تا انتهای قرآن فعّال: کوشا، پُرکار
از هم..یار اوردم اگه میخوای بزن تو هم..یار