متقابل: دو سویه ادیب: شاعر، سخندان
پرتو: روشنائی، نور ارزنده: با ارزش
متعلق: وابسته فیلسوف: دانشمند علم فلسفه
گرایش: میل، علاقه ظهور: پیدایش
مانع: بازدارنده شایان: شایسته
لیاقت: شایستگی بلند آوازه: مشهور
تکلم: سخن گفتن اقلیّت: گروه کم
مُقتدا: رهبر، پیشوا ملل: جمع ملت
آیین: روش مظاهر: جمع مظهر، نشانه ها
توسعه: پیشرفت اُدبا: جمع ادیب، سخندان ها
سهم: قسمت جامه: لباس
مورّخ: تاریخ نویس عُرفا: جمع عارف، خداشناسان
ذوق: علاقه، استعداد