Amir ((^o^))

عربی هشتم. درس 4 عربی هشتم

سلام معنی درس 4و5 عربی رو میخواستم اگه کسی داره بفرسته فردا امتحان دارم ممنون میشم زود تر بفرستید تاج هم میدم به همه. باتشکر

جواب ها

جواب معرکه

هستی .....

عربی هشتم

اسب کوچکی با مادرش در روستایی بود. مادر اسب به بچه‌اش گفت: «ما با انسان زندگی می‌کنیم و به او خدمت می‌کنیم. بنابراین از تو می‌خواهم که این کیف را به روستای مجاور (همسایه) ببری.»  او کیف را بر می‌دارد و به سوی روستای مجاور می‌رود. در راهش رودی را می‌بیند. اسب می‌ترسد و از گاوی که کنار رود ایستاده، می‌پرسد:  «آیا می‌توانم عبور کنم؟» گاو می‌گوید: «بله؛ رود عمیق نیست.» سنجاب حرف آنها را می‌شنود و می‌گوید: «نه؛ ای اسب کوچک تو در آب غرق می‌شوی» این رود بسیار عمیق است. تو باید برگردی. آیا می‌فهمی؟ بچه اسب حرف دو حیوان را می‌شنود و با خود می‌گوید: «خدایا چه کار کنم؟!» به سوی مادرش بر می‌گردد و به دنبال راه حل می‌گردد. مادر از او می‌پرسد: «چرا برگشتی؟» اسب قصه را توضیح می‌دهد و مادر حرف او را می‌شنود. مادر از بچه‌اش می‌پرسد: «نظر تو چیست؟ آیا می‌توانی عبور کنی یا نه؟ چه کسی راست می‌گوید؟ و چه کسی دروغ می‌گوید» اسب کوچک به سوال او جواب نداد. اما بعد از دو دقیقه گفت: گاو راست می‌گوید و سنجاب هم راست می‌گوید. گاو بزرگ است و سنجاب کوچک است. هر یک از آنها نظرش را می‌گوید. موضوع را فهمیدم.» اسب کوچک سخن مادرش را می‌فهمد و به سوی (نهر) رود می‌رود و می‌بیند که گاو و سنجاب مشغول بحث (جدل) هستند.  گاو: «من راست می‌گویم و تو دروغ می‌گویی. سنجاب: «نه من راست می‌گویم و تو دروغ می‌گویی.»  اسب به راحتی از آن رود می‌گذرد سپس بر می‌گردد و به خاطر تجربه جدید خوشحال می‌شود. درس ۴

سوالات مشابه درس 4 عربی هشتم

Ad image

جمع‌بندی شب امتحان فیلیمومدرسه

ویژه اول تا دوازدهم

ثبت نام