آوا فراهانی

فارسی ششم.

سلام دوستان عزیزم این را برام حل کنید معرکه میدم و فالو می کنم

جواب ها

ادامه جواب زیبا و خوش آب و هوا زندگی می‌کرد او هر روز صبح بیدار میشد و در مزرعه چرخ میزد روز ناگهان وقتی که درحال چرخ زدن بود بروی زمین مورچه ای کوچک را دید که به تنهایی بار سنگینی را بدوش می‌کشد به مورچه سلام کرد و پرسید تو چگونه می توانی همچین بار سنگینی رابردوش بکشی مورچه جواب داد خداوند مهربان و بلند مرتبه به من قدرت و توانایی داده است تا بتوانم همچین بار سنگینی را به دوش بکشم مثل تو که میتوانی از مانع ها رد بشوی وبه بقیه سواری بدهی پایان معرکه یادت نره

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام