امروز ۱۰ خرداد است و مهسا وارد جلسه امتحانی درس ریاضی شده است.این امتحان به صورت هماهنگ استانی بوده و حتی از هماهنگ کشوری هم سخت تر میباشد.مهسا یکبار به کل سوالات ورقه نگاهی می اندازد اما بیشتر از دو سوم سوالات را بلد نیست پس سعی میکند به سراغ سوالاتی برود که آنها را بلد است اما او تنها سوال های فصل اول را درست پاسخ میدهد و دیگر سوال همگی جوابشان اشتباه است.او که استرس سر تا پایش را گرفته است با خود فکر میکند که ای کاش به جای ان همه مسخره بازی در پرسان حداقل روزی ۲ ساعت درس میخواندم تا امروز در گل گیر نکنم.مهسا اصلا نمیداند زمان چگونه میگذرد و وقت او تمام میشود و خانم ترسناک مراقب به او میگوید: خانمم! اگر کمی درس میخواندی الان دهنت سرویس نمیشد.
علیرضا بیکار✏️