یکتا

نگارش هشتم.

انشا درباره ی صدای باران سریع از اینترنت نباشه

جواب ها

Diana

نگارش هشتم

صدای باران، نجوا‌ی آرام آسمان با زمین است. وقتی نخستین قطره‌ها از دل ابرهای خاکستری جدا می‌شوند و بر شیشه‌ها و پشت‌بام‌ها می‌نشینند، سکوت شهر می‌شکند و موسیقی دل‌انگیزی آغاز می‌شود؛ موسیقی‌ای که نه سازی دارد و نه خواننده‌ای، اما عمیق‌تر از هر آهنگی در دل انسان می‌نشیند. باران که می‌بارد، زمین جان تازه‌ای می‌گیرد. صدای برخورد قطره‌ها با برگ‌های خیس، با خاک تشنه و با کوچه‌های خاموش، آهنگی منظم و دلنشین می‌سازد. بوی خاک نم‌خورده در هوا می‌پیچد و حس زندگی دوباره در رگ‌های طبیعت جاری می‌شود. در آن لحظه، انگار همه‌چیز از نو آغاز می‌شود. صدای باران، ذهن را از شلوغی‌ها رها می‌کند. آدمی را به دنیایی آرام می‌برد؛ جایی که نگرانی‌ها رنگ می‌بازند و دل سبک می‌شود. گاهی کنار پنجره می‌ایستم، چشم‌هایم را می‌بندم و اجازه می‌دهم این صدا مرا با خود ببرد؛ به خاطراتی دور، به روزهایی ساده و به لحظه‌هایی که آرامش واقعی را حس کرده‌ام. باران فقط بارش آب نیست؛ پیامی از امید است. به ما یادآوری می‌کند که پس از هر خشکی، طراوتی هست و پس از هر سختی، آرامشی خواهد آمد. صدای باران، زمزمه‌ی صبر و نوید زندگی است. برای من، صدای باران زیباترین صدای دنیاست؛ صدایی که دل را زنده می‌کند و روح را می‌شوید. هر بار که باران می‌بارد، دلم می‌خواهدلحظه‌ای از هیاهوی دنیا فاصله بگیرم و فقط شنونده‌ی این موسیقی آسمانی باشم.

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام