مهدیس

نگارش هفتم. درس سوم نگارش هفتم

صفحه ۴۶جواب بدین بهتون تاج میدم

جواب ها

جواب معرکه

در زمان قدیم، پادشاهی زندگی می‌کرد که فرزند و جانشینی نداشت. در هنگام بیماری و نزدیک شدن زمان مرگ، پادشاه وصیّت کرد که اولین نفری که وارد شهر شد را به عنوان پادشاه جدید معرفی کنند. فردای آن روز، گدایی از دروازه شهر وارد شد و مردم و وزیران دستور شاه را اجرا کرده و او را بر تخت پادشاهی نشاندند. بعد از گذشت مدتی، شاه جدید که هرگز تجربه پادشاهی را نداشت، با وزیران و زیردستانش دچار مشکل شد و به ناچار بخشی از قدرت را به آن‌ها واگذار کرد. در یکی از روزها، یکی از دوستان پادشاه جدید که بسیار با او صمیمی بود، برای دیدار و عرض تبریک نزد پادشاه آمد. پادشاه جدید در پاسخ تبریک دوستش گفت: “ای رفیق بیچاره من، اکنون حال تو بسیار بهتر از حال من است. من در گذشته فقط غم نانی داشتم و حالا غم جهان را بر دوش می‌کشم.” دوستش در پاسخ گفت: “هر که بامش بیش برفش بیشتر.” نتیجه: آدم‌ها هر چقدر از لحاظ مالی قوی‌تر باشند، به همان میزان باید سختی‌ها و مسئولیت‌های بیشتری را نیز تحمل کنند. معرکه بدی هاا

سوالات مشابه درس سوم نگارش هفتم