🌼آن زمان من با شور و شوق فراوان قدم بر دبستان گذاشتم . حس جدیدی را تجربه میکردم و دست مادرم را محکم گرفته بودم اما با این همه احساس بزرگی میکردم . چهره های نا آشنا و کودکانی که اشک میریختند و دست مادرشان را رها نمیکردند مرا اندکی میترساند . آن روز ، اولین روز بود از ۱۲ سالی که من باید به مدرسه میرفتم ، آن روز هم مانند سایر روزها تمام شد و فقط از آن زمان یک خاطره باقی ماند . 🌼
🌻معرکه فراموش نشه🌻