تو بمان و دگران، وای به حال دگران
تو بمان، من و دلِ خسته و این عشقِ نهان :استاد شهریار
دلبر که در طَرفِ چمن با گل همیگردد
گو دلبری ز ما مکن، با این دلِ شیدا : حافظ
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست:سعدی
دلِ من در هوایِ رویِ تو شد اسیر
نباشد مرا جز تو در جهان دلپذیر:فردوسی
اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را
به خالِ هندویَش بخشم سمرقند و بخارا را: وحشی بافقی
دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند
نیازِ نیمشب و گریه سحرها بکند:باباطاهر
دلم رفت و ندانم به کجا رفت، خدایا
مگر چشمِ تو او را به صدا برد، خدایا:فائض دشتستانی