خورشید در میان ابرها، مانند سکهای طلا در دست کودکی بازیگوش، گهگاه میدرخشید و پنهان میشد. پیرمرد که سالها انتظار کشیده بود، با نگاهی همچون دریایی طوفانی به افق خیره ماند. ناگهان نسیم وزید و خاطرات گذشته، درست مانند ورقهای کتابی قدیمی در ذهنش ورق خوردند.
**تشبیههای به کار رفته:**
۱. **خورشید به سکه طلا:** برای توصیف درخشش و ارزش لحظهای نور خورشید.
۲. **نگاه پیرمرد به دریای طوفانی:** برای نشان دادن تلاطم و آشوب درونی او.
۳. **خاطرات به ورقهای کتاب قدیمی:** برای توصیف مرورِ گذرا و کهنهی خاطرات.