آسفالتنشین: صفت برای “مردم”. (این کلمه توصیف میکند که مردم چگونه هستند).
آن: صفت اشاره برای “کهکشان”.
کهکشان: مضافالیه برای “نگاهها”. (نگاههای چه چیزی؟ نگاههای کهکشان).
میبیند: فعل.
حالا به گزینهها نگاه میکنیم:
مضافالیه: اگر منظور فقط یک مضافالیه باشد، داریم “نگاههای مردم” و “نگاههای کهکشان”. اما این گزینه به تنهایی کافی نیست.
مضافالیه مضافالیه: در این جمله، ما “نگاههای مردم” را داریم که “مردم” مضافالیه است. همچنین “نگاههای کهکشان” را داریم که “کهکشان” مضافالیه است. اما ترکیب “مضافالیه مضافالیه” به این شکل که بگوییم “مضافالیه ی مضافالیه” در ساختار اصلی جمله ما دیده نمیشود. (مثلاً اگر میگفتیم “نگاههای مردمِ شهرِ آن کهکشان”، آنگاه “شهر” مضافالیه “مردم” و “کهکشان” مضافالیه “شهر” میشد).
صفت صفت: در این جمله، ما “آسفالتنشین” را به عنوان صفت برای “مردم” داریم و “آن” را به عنوان صفت اشاره برای “کهکشان”. اگر منظور این باشد که در جمله دو نوع صفت وجود دارد، این گزینه میتواند درست باشد.
قید صفت: هیچ قیدی در این جمله وجود ندارد که به صفت وابسته باشد.
با توجه به تحلیل، “صفت صفت” (گزینه ۳) محتملترین گزینه است، زیرا ما دو نوع صفت داریم: “آسفالتنشین” (صفت بیانی) و “آن” (صفت