بخش آغازین (مقدمه): به نام خداوند مهربانی که این همه زیبایی برای آفریده است ، انشای خود را آغاز می کنم.
بخش میانی (بدنه): من خیلی فصل پاییز را دوست دارم. هم چون مدرسه ها در پاییز شروع میشوند و دوباره دوستانم را میبینم و با آنها بازی میکنم و شروع به درس خواندن و تلاش برای ساختن آینده خود میکنم . البته شاید بعضی ها از شروع شدن مدرسه خوشحال نشوند و دلشان بخواند همیشه بازی کنند و در خانه استراحت کنند. ولی بعد از مدتی حوصله شان سر میرود و دوست دارند دوباره به مدرسه بیایند و دوستان و معلمان مهربان را ببینند.
یک دلیل دیگر هم که من پاییز را خیلی دوست داریم این است که فصل پاییز خیلی زبیا است . همه برگ ها که در بهار و تابستان سبز بوده اند به رنگ های زرد و نارنجی و قرمز و قهوه ای در میایند و انگار همه جا رنگارنگ و زیبا و چشم نواز میشود. وقتی به پارک میرویم هر درختی به یک رنگ در آمده است و همه جا بخصوص جنگل ها و پارک ها خیلی قشنگ شده است .در پاییز خرمالو ها میرسد و لیمو شیرین و پرتقال و انار به بازار می آید. بعضی وقتی ها مادرم انار ها را دان می کند و به آنها گلپر و نمک می زند و در کاسه های کوچک می ریزد و به ما می دهد که من خیلی خوشم می آید. در پاییز لبو فروش ها در روی گاری های قدیمی لبو های شیرین و قرمز می پزند و به ما می فروشند من گاهی با دوست هایم از آنها لبو داغ می خرم و در راه رفتن به خانه با هم می خوریم که خیلی کیف دارد.
من به خاطر باران هم خیلی پاییز را دوست دارم، چون عاشق باران هستم و روزهای بارانی دوست دارم زیر باران بروم و بازی کنم . البته باید مراقب باشیم در زیر باران سرما نخوریم . ولی حتی اگر سرما بخوریم مادرمان برای ما سوپ خوشمزه و شلغمی می پزد. ما کنار بخاری می خوابیم تا خوب شویم. تازه پاییز خیلی هوا خوب است، نه خیلی گرم است نه خیلی سرد. به خاطر همین میتوانیم به راحتی در خیابان و حیات و پارک بازی کنیم و تا خسته شویم .
بخش پایانی (نتیجه گیری): فصل پاییز خوبی ها، قشنگی ها و خوراکی های خوشمزه خودش را دارد، که من آنها را خیلی دوست دارم و همیشه دوست دارم زودتر فصل پاییز برسد. من در فصل پاییز خدا را به خاطر این همه قشنگ و زیبایی که برای ما آفریده است شکر می کنم.