راه خروج را پیدا نکرد چادر را سر جایش گذاشت و بعد از ان راه خروج را پیدا کرد به همین شکل این کار را ۷ بار تکرار کرد از گوشه ی عبادتگاه صدای بلندی به گوش رسید ک ای مرد خودت را خسته و ناراحت نکن زیرا او چند سال است که عاشق و شیفته ماست شیطان جرئت ندارد ب او نزدیک شود و اسیب برساند ای دزد تو خودت را ازاد نده زیرا اگر یک دوست ما خواب است خداوند بیدار است و از او محافظت میکند