اولین شرط بقای هر جامعه، جمعیت آن است. بچه ها حواستون باشه که هر وقت سطحی و عینی ترین لایه های جهان اجتماعی رو خواستن باید بگید جمعیت و اقتصاد!
گسترش جهان اجتماعی از طریق گسترش فرهنگ و معانی آن صورت می گیرد. هر عاملی که در گسترش فرهنگ و معانی مؤثر باشد، در بسط هویت جهان اجتماعی اثرگذار است. راه گسترش هر فرهنگ، از طریق شناختن (اندیشیدن) ، پذیرفتن و عمل کردن به آن است. شناختن و عمل کردن صرفا عهده افراد و اعضای جهان اجتماعی برمی آید. اعضای جهان اجتماعی، حامل و عامل فرهنگ و معانی آن هستند.
هرچه حاملان و عاملان یک فرهنگ و معانی آن بیشتر باشند، آن فرهنگ، بسط بیشتری می یابد. هدف اسالم تأسیس جهان اجتماعی توحیدی و گسترش آن است. لازمه تحقق این هدف، داشتن جمعیت مناسب است. بنابراین اگر اولا فرهنگ و معنایی که با افزایش جمعیت، بسط می یابد، فرهنگ حق باشد، نه فرهنگ باطل. ؛ ثانیا افراد و اعضای این فرهنگ نیز حاملان و عاملان معانی حق باشند، افزایش جمعیت ضروری است. از این رو پیامبر اسلام ، روز محشر به کثرت پیروان خود مباهات میکند. فقدان هر کدام از این شرایط، مانع تحقق جهان اجتماعی توحیدی است.