# ادامه داستان ترسناک
چند دقیقه بعد وقتی رفتم دم در حمام تا از مامانم بپرسم که چیزی برای خوردن داریم یا نه ، دیدم خواهرم توی حمام هست و داره توی وان آب بازی میکنه .
با تعجب از مامانم پرسیدم که دوباره خواهرم رفته حموم؟ ولی مامانم گفتش که از وقتی توی حموم بوده بیرون نیومده، و فکر کرد دارم شوخی میکنم یا خیالاتی شدم، ولی من هنوز هم مطمئنم که اون شب واقعا خواهرم از حموم اومده بود بیرون و آب خورده بود . نمیدونم ، شاید موجود دیگه ای بود.؟