sanaz

نگارش هشتم.

انشا درباره خنده دار ترین اتفاقی که در مسیر خانه تا مدرسه دیدی چیه؟

جواب ها

جواب معرکه

zahra

نگارش هشتم

هیچی زنگا خانه های مردم و میزدیم و در میرفتیم

جواب معرکه

محمد قاهانی

نگارش هشتم

بیا داداش اینو از هوش مصنوعی گرفتم برات فقط دیگه هرجاشو خودت خواستی حذف کن. انشا: یک روز مثل همیشه با عجله از خانه بیرون زدم تا به مدرسه برسم طبق معمول داشتم لقمه ام را می جویدم و کیفم هم نصفه باز روی دوشم تاب می خورد. هنوز چند قدم بیشتر نرفته بودم که دیدم سرکوچه شلوغ شده جلوتر رفتم و صحنه ای دیدم که تا چند دقیقه از خنده نتوانستم راه بروم یک گربه ی چاق و بامزه وسط خیابان نشسته بود و یک سگ کوچولو دورش میچرخید و پارس می کرد. اما نکته ی خنده دار این بود که گربه اصلاً نمی ترسید فقط با قیافه ای جدی به سگ نگاه میکرد انگار می گفت: «بچه جان خودتو خسته نکن سگ هی دور خودش میچرخید و پارس میکرد و مردم هم ایستاده بودند و میخندیدند. ناگهان گربه خیلی آرام بلند شد کش و قوسی به بدنش داد و با یک حرکت سریع پرید روی جدها کنار خیابان سگ بیچاره هم خواست دنبالش برود ، پایش سرخورد و روی زمین ليز خورد! همه زدند زیر خنده حتی صاحب سگ هم خنده اش گرفته بود. سگ با قیافه ای خجالت زده بلند شد و دیگر پارس نکرد آن روز با لبخند وارد مدرسه شدم و فهمیدم گاهی یک اتفاق ساده در راه مدرسه می تواند کل روز آدم را شاد کند. (دیگه شرمنده اگه به درد نمی خوره کار هوش مصنوعیه)

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن