یک چشمه ای از کوهی جدا شد و در راه به سنگی برخورد کرد .
چشمه به آرامی به سنگ بزرگ گفت:((ای سنگ خوش بخت !لطف کن به من راه بده تا عبور کنم .))
سنگ بزرگ و سنگین لجباز ،به چشمه سیلی زد (به او راه نداد ) و گفت:((از من دور شو .
من از مقابل سیل قدرتمند تکان نخوردم ،تو کی هستی که من از مقابل تو تکان بخورم
چشمه از شنیدن جواب سنگ دل سرد نشد و درکندن راهی برای عبور از سنگ پافشاری کرد .
چشمه بسیار کند و آنقدر کوشش کرد تا توانست از آن سنگ عبور کند .
برو اهل کار و کوشش باش و امید داشته باش که اگر امید نداشته باشی جز نابود شدن چیزی بدست نمی آوری .
اگر در انجام کارهایت استقامت و پایداری داشته باشی و امیدوار باشی ،هر کار سختی برای تو آسان می شود .