تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

مادرم تازه مقداری کلوچه پخته بود. او آنها را روی میز گذاشت. برادر کوچکم رضا گرسنه بود. او یک کلوچه میخواست. او از صندلی بالا رفت تا یکی بردارد. او افتاد و سرش اسیب دید. او دوباره از صندلی بالا رفت. او اینبار یکی برداشت. کلوچه داغ بود. دست او سوخت و شروع به گریه کرد. معرکه یادت نره.

جواب معرکه

مادر من مقداری کلوچه پخته بود.و اونارو روی میز گذاشته بود.برام روی صندلی رفت تا یک کلوچه برداره،ولی اون افتاد و به سرش ضربه زد. اون دوباره از صندلی بالا رفت و یک کلوچه برداشت ولی کلوچه داغ بود و دست اورا سوزاند پس او گریه کرد
مادر من به تازگی چند کلوچه پخته است. آنها را روی میز گذاشت. برادر کوچکم رضا گرسنه بود. او یک کلوچه می خواست. از یک صندلی بالا رفت تا آن را بگیرد، افتاد و سرش را زخمی کرد. از صندلی بالا رفت و دوباره درد گرفت. او این بار یکی را گرفت. شیرینی داغ بود. دستش سوخت و شروع کرد به گریه کردن.

سوالات مشابه درس 6 زبان نهم

زهرا سادات · درس 6 زبان نهم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم