در طواف شمع می‌گفت پروانه‌ای کز فراقِ یار، گشتم بی‌بهانه‌ای سوختم زین آشنایان، ای خوشا بیگانه‌ام کز همه دل‌ها بریدم، مانده در میخانه‌ای عشق اگر این است، من رسوای این سودا شدم سوخت جانم در هوایت، ای دلِ دیوانه‌ای هر که آمد زود رفت و زخم بر دل‌ها گذاشت جز تو ای آتش، نماند از وفا افسانه‌ای من ز جمعِ آشنایان رنج‌ها دیدم، بسی بی‌تو خوش‌تر می‌گذارد عمرِ من ویرانه‌ای این شعر رو خودم نوشتم که بر گرفته از شعر ملک الشعرا هست.

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

سوالات مشابه

Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم