Alexandra

فارسی هفتم.

در طواف شمع می‌گفت پروانه‌ای کز فراقِ یار، گشتم بی‌بهانه‌ای سوختم زین آشنایان، ای خوشا بیگانه‌ام کز همه دل‌ها بریدم، مانده در میخانه‌ای عشق اگر این است، من رسوای این سودا شدم سوخت جانم در هوایت، ای دلِ دیوانه‌ای هر که آمد زود رفت و زخم بر دل‌ها گذاشت جز تو ای آتش، نماند از وفا افسانه‌ای من ز جمعِ آشنایان رنج‌ها دیدم، بسی بی‌تو خوش‌تر می‌گذارد عمرِ من ویرانه‌ای این شعر رو خودم نوشتم که بر گرفته از شعر ملک الشعرا هست.

جواب ها

افرین 🎀💃🏻

سوالات مشابه