سلام بفرما امیدوارم مفید باشه برات
نقش عقل در زندگی انسان بی نظیر می باشد به طوری که با هیچ چیز دیگر قابل قیاس نیست؛ شناخت خوب از بد، شناخت ارزش ها از ضد ارزش ها، شناخت خداوند و نعمت های او، شناخت حق از باطل و ... در پرتو عقل به دست می آید.
حکم عقل را در قالب فرمانده کاملا اجرا کنید. ابتدای مطلبم را با سخنی از امام رضا (ع) آغاز می نمایم: دوست هر انسان عقل اوست و دشمن او جهل اوست. عقل یک موهبت الهی است که آدمی را به سوی حق هدایت می کند و از گمراهی نجات می دهد. نقش عقل در زندگی انسان بی نظیر می باشد به طوری که با هیچ چیز دیگر قابل قیاس نیست؛ شناخت خوب از بد، شناخت ارزش ها از ضد ارزش ها، شناخت خداوند و نعمت های او، شناخت حق از باطل و ... در پرتو عقل به دست می آید.
انسان از دو قسمت صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است. صور آشکار قسمت هایی را شامل می شود که قابل دیدن است مثل: دست، پا، چشم، مغز و ... و صور پنهان قسمت هایی را شامل می شود که قابل دیدن نیست مثل: حس، نفس، عقل، ذهن و... عقل جزء صور پنهان انسان بشمار می آید وقابل دیدن نیست زیرا جنسش از گوشت، پوست و استخوان نمی باشد. نمی دانیم از چه ساخته شده است . مغز مترجمی برای عقل است و این موضع باعث گمراهی ما می شد و فکر می کردیم عقل همان مغز است در حالی که مغز فناپذیر است و عقل فناناپذیر و با مرگ از بین نمی رود.
عقل، حکم فرمانروای عاقل را دارد که در جسم انسان سکونت دارد و فرمان صادر می کند و تمامی فرمان های او درست و قابل اجرا می باشد. عقل اشتباه نمی کند و فرمان نادرست نمی دهد مگر این که اطلاعات نادرست به او بدهند و یا اگر چنانچه حس آلوده باشد آن زمان فرمان درست صادر نمی شود.
ما آموختیم آنچه تعیین موجودیت می کند در ظاهر وباطن، نفس است و نشانه اش این است که خواسته دارد و این خواسته ها ممکن است معقول باشد و یا نامعقول. پس ذرات تشکیل دهنده ی نفس هستند که خواسته دارند و همه سعی وتلاش خود را می کنند تا به خواسته های خود برسند و در این راه از روش های مختلفی استفاده می کنند که بعضی از روش ها درست و سالم می باشد و بعضی نادرست و ناسالم. عقل در کمال آگاهی و از روی عدالت حکم صادر می کند اما با توجه به این که همه خواسته ها معقول نیست و دانایی عقل محدود، ممکن است عقل فرمان های نادرستی نیز صادر نماید و این امکان ندارد مگر این که خواسته ها در لباس های مبدل ظاهر شوند، زیرا عقل اگر بداند عملی نادرست و یا شر و بد است قبول نمی کند و اینجاست که نفس، عقل را فریب می دهد پس با توجه به این موضوعات نبردی در درون بر پا می گردد، نیرویی انسان را به سمت بدی سوق می دهد که به یقین نفس اماره است و نیرویی ما را به سمت خوبی رهنمود می نماید که آن عقل است. باید داناییمان را بالا ببریم، آموزش بگیریم و آنها را کاربردی نماییم تا کار عقل را راحت تر نماییم زیرا اگر دانایی ما بالا رود، خواسته ها با هر لباسی وارد شوند، عقل آنها را از هم تشخیص می دهد و آنگاه حکم درست را صادر می نماید.
می دانیم مثلث دانایی از سه ضلع تفکر، تجربه، آموزش تشکیل شده است و حس در تجربه نقش اصلی را دارد پس اگر حسی آلوده باشد، بسته باشد و یا بیمار باشد، ضلع تجربه رشد نخواهد کرد ودانایی افزایش نخواهد یافت و به یقین انسان دوباره اشتباه خواهد کرد زیرا خواسته های نامعقولش را در لباس های مبدل و ظاهری آراسته و گاهی اوقات هم با وارونه جلوه دادن مسائل و مفاهیم، کاری می کند که عقل اشتباه حکم صادر نماید.
تاج یادت نره