هرکی کل ارایه ها و نقش های دستوری و قواعد فارسی هفتم را بگه بهش معرکه میدم

جواب ها

♥️سمیرا 🚬

فارسی هفتم

جوجه گنجشک گفت تشخیص و استعاره فارغ از سنگ بچه‌ها باشم کنایه از عدم پرتاب سنگ توسط بچه‌ها به او بیت چهاردهم در مصراع دوم این بیت، آرایه استعاره (تشبیه بدون مشبه یا مشبه‌به) و تشخیص وجود دارد. دل آسمان اضافه استعاری و تشخیص (تشبیه آسمان به انسان دارای دل) بیت پانزدهم و هفدهم در هر دو بیت‌، آرایه تشخیص وجود دارد. جوجه کوچک پرستو گفت تشخیص و استعاره جوجه‌های کبوتران گفتند بیت هجدهم آرایه های این بیت را در جدول زیر مشاهده کنید. توی گلدسته‌های یک گنبد روز و شب زائر حرم باشیم روز و شب آرایه تضاد (تضاد معنایی واژه‌ها) گلدسته، زائر و حرم مراعات نظیر برای یادگیری آرایه تضاد می‌توانید مطلب آرایه‌های ادبی نهم را نیز مطالعه کنید. زیرا این آرایه در دانش ادبی درس هشتم این پایه وجود دارد و در مطلب زیر، آن را توضیح داده‌ایم. مطلب پیشنهادی: تمام آرایه های ادبی فارسی نهم – درس به درس با مثال و تمرین بیت نوزدهم اینکه زنجره (نوعی حشره) زنگ تفریح را بزند، آرایه تشخیص را ایجاد می‌کند. زنگ تفریح را که زنجره زد بیت بیست‌ویکم در مصراع دوم این بیت، آرایه‌ حس آمیزی (درهم آمیختن حواس پنج‌گانه) وجود دارد زیرا شاعر به «آرزو» که مفهومی غیرقابل مشاهده است، صفت «رنگین» داده است
♥️سمیرا 🚬

فارسی هفتم

(بیش تر کنایه ها ریشه ی فعلی هستند.)مثال : ـ فلانی دَهانش بوی شیر می دهد ( بچّه بودن یا هنوز کودک هستی ) ـ دم به تَله ندادن ( گیر نیفتادن ) ـ پا توی کفش کسی نکردن ( دخالت در کار کسی ) ـ آب غوره نگیر ( گریه نکن ) ـ پنبه را از گوشت در بیاور ( خوب گوش کن ) ـ پشتِ پا زدن ( ترک کردن ) ـ از کوره در رفتن ( عصبانی شدن ) ـ آستین بالا زدن ( آماده شدن ) ـ شکستنی است ( با احتیاط حمل شود ) ـ چهره بگشادن ( شاد شدن ) 9ـ مبالغه ( اغراق- غلو ): آن است که در توصیف،مدح یا ذم یک شخص یا یک صحنه زیاده روی کنیم. زیاده روی در میان حالت و صفتی است به گونه ای که بسیار بزرگتر یا بسیار کوچکتر از آن چه که هست نشان داده شود وپذیرفتن آن از نظر عقل وعادت، محال یا بسیار بعید باشد. 1-زسم ستوران درآن پهن دشت/زمین شد شش و آسمان گشت هشت (فردوسی) مقصود شاعر این است که از شدت سم کوفتن اسبان وکثرت سوارکاران یک طبقه از هفت طبقه ی زمین،به صورت گرد به آسمان رفت ودرنتیجه زمین شش طبقه شد و آسمان هشت طبقه شد. 2 ـ خروشید و جوشید و بَرکَند خاک / ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک 3- شودکوه آهن چو دریای آب/اگر بشنود نام افراسیاب 4- آه سعدی اثر کند درسنگ / نکند در تو سنگدل تاثیر 5- به مرگ سیاوش سیه پوشد آب / کند زار نفرین بر افراسیاب 6- هر وقت باران می بارد با خود می گویم،لابد دل آسمان برایت تنگ شده است. تو ای زیباترین تابلوی آفرینش! شانه هایت تکیه گاه همیشگی من است. چشمانت چراغ شب هایم. بهترین موسیقی زندگیم تپش قلب توست. 10 ـ تخلّص : به اسم شاعر ، تخلّص می گویند که معمولاً در بیت آخر یا یک بیت مانده به آخر می آید. مثال : سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی/ عشق محمد بس است و آل محمد (سعدی: تخلّص)

سوالات مشابه