عنبر در فارسی معانی زیر دارد:
1. مادهای خوشبو و گرانبها (که در کهنهترین معنا به کار میرود): مادهای جامد، مومی و معطر که از شکم نهنگ عنبر (نوعی نهنگ بزرگ) به دست میآید و در گذشته در عطرسازی و طب سنتی کاربرد داشت.
2. رنگ کهربایی یا عسلی (عنبری): در توصیف رنگ مو، چشم یا چهره (مثل: «موهای عنبرین»).
3. در ترکیب «عنبر سارا» به معنی ساربان یا شتربان آمده که ریشه ترکی دارد.
4. به صورت مجازی برای بوی خوش یا چیز عزیز و گرانبها استفاده میشود (مثل شعر حافظ: «بوی عنبر» کنایه از عطر محبوب).
نکته: عنبر را با کهربا (صمغ فسیل شده درختان کاج) اشتباه نگیرید — این دو کاملاً متفاوتند.
بفرما معرکه بدی خوشحال میشم