من مدرسمون دو تبقه بود همه سر صف بودن تو سالن همه داشتن منو نگاه میکردن که یه لحظه من پام سر خورد از رو پله ها از اون بالا افتادم پایین اداره هم تو مدرسه بد یه خنده گرفته بودشون مخصوصن آقای نادری آقای نادری نتونست خودشو بگیر زد زیر خنده 🤣🤣🤣
نا گفته نمونه سر همون از پله افتادنم دستم شکست 🤣🤣🤣🤣🤣
نگاه بخاطر تاج تو اومدم رازم رو لو دادم 🤣🤣🤣🤣🤣