۱) معنی واژهها
الف) مرحمت = مهربانی، لطف
ب) ندامت = پشیمانی
ج) خدو = آب دهان
د) گزند = آسیب، آزار
۲) معنی شعر و نثر
الف) در دولت به رخم بگشادی / تاج عزت به سرم بنهادی
→ درهای خوشبختی را به رویم گشودی و مرا عزیز و سربلند کردی.
ب) از علی آموز اخلاص عمل / شیر حق را دان منزه از دغل
→ از حضرت علی(ع) خلوص نیت و پاکی در عمل را بیاموز؛ زیرا او قهرمان حق و دور از فریب و نیرنگ است.
ج) همچو ماهی که فتد از آب برون آل نبی / میتپیدی دلشان سوخته در بر تشنه
→ خاندان پیامبر مانند ماهی بیرون از آب از شدت تشنگی و رنج بیتابی میکردند.
د) چنان مشعلها درخشیدند و چنان بشارت از راه رسیدند
→ چراغهای هدایت روشن شدند و خبرهای خوش فرا رسید.
هـ) درمیدارم به خزفروشان میشوم تا خزی خرم، گفت: بگو انشاءالله
→ گفتم به بازار خزفروشان میروم تا لباس خز بخرم؛ گفت: بگو اگر خدا بخواهد.
۳) دانش زبانی
جمله: «هر سخن ارزشمند را پاس بدار.»
هر سخن → هسته: «سخن» ، وابسته: «هر» ، نوع وابسته: پیشین (صفت مبهم)
سخن ارزشمند → هسته: «سخن» ، وابسته: «ارزشمند» ، نوع وابسته: پسین (صفت بیانی)
مفرد واژهها
آثار → اثر
افکار → فکر
صفت بیانی مناسب
دریا → عمیق
لهجه → شیرین
۴) دانش ادبی
الف) نوجوانی به جوانی مغرور / رخش پندار همی راند ز دور
→ «رخش پندار» استعاره است (پندار به اسب تشبیه شده است).
ب) خشک گردید هم از دود دل و دیده دوات / خامه با سوز رقم کرد به دفتر تشنه
→ «دفتر تشنه» تشخیص (جانبخشی)
→ «دود دل» استعاره است.