الف) فعل
'هرگز نرسد به منزل عشق بیبدرقهی تر کاروانها'
(فعل مضارع مجزوم به 'ن' شرطی: نرسد)
ب) اسم
'دو دوست با پای پیاده از جادهای در بیابان عبور میکردند'
(اسم معدود: دو = عدد)
این عبارتها نمونههایی از نهاد در زبان فارسی هستند. نهاد در جمله، شخص، چیز یا مفهوم اصلی است که جمله در مورد او صحبت میکند و معمولاً نقش فاعل را دارد.
در جمله اول:
'هرگز نرسد به منزل عشق بی بدرقه ی تر کاروان ها' نهاد جمله، در این حالت، 'کاروان ها' است، چون جمله درباره کاروانها صحبت میکند و فعل 'نرسد' به آن اشاره دارد.
در جمله دوم:
'دو دوست با پای پیاده از جادهای در بیابان عبور میکردند'
نهاد جمله، 'دو دوست' است، زیرا موضوع اصلی جمله همانها هستند و فعل 'میکردند' درباره آنهاست.