سلام
تاج یادت نره
.
.
.
مردی هر ردز در بازار مسکن پولدار تر می شد البته با پولدار شدنش سر مردم کلاه می گذاشت و به جای اینکه از مصالح ساختمانی درجه ۱ استفاده کنه از مصالح ساختمانی درجه ۲ و ۳ استفاده می کرد. همسرش زن مومنی بود.. او همیشه برخلاف مرد بود و به او می گفت بار کج هرگز به منزل نمی رسد... مرد در پاسخ لبخندی میزنه و می رود. تا اینکه روزی خبری می رسد .... که یکی از اون ساختمان ها ریزش کرده و صدمات و مجروحین زیادی در بر داشته مرد با شنیدن این خبر از هوش میره(بی هوش میشه) وقتی که به هوش اومد مجبور شد که برای پرداختن خسارت های وارد شده به همسایگان و کارگران همه دار و ندار خود را بفروشد.... و زن با ایمانش دوباره این جمله را گفت
بار کج به منزل نمی رسد....