الاحه

نگارش هشتم.

میشه این حکایت رو باز نویسی کنید یاد دارم که در ایام پیشین من و دوستی چون دو بادام مغز در پوستی صحبت داشتیم ناگهان اتفاق غیب افتاد پس از مدتی باز امد و عتاب آغاز کرد که در این مدت قاصدی نفرستادی گفتم دریغ آمدم که دیده قاصد به جمال تو روشن کردو من محروم

جواب ها

مستر بین

نگارش هشتم

معرکه یادت نره 🎀💐

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن