بابا من واقعا اولین باره به مشاوره نیاز دارم بعد این با پسری بود منم که این از بچگی انگار پدرش را کشتم با من دشمن بود۹ماه و۱۴ رکز تفات سنی داریم من بزرگترم خلاصه من که نمیدونستم این دیوانه پست میزاره خانواده پدریم میفهمن ودیگه نمیزارن بره مدرسه و....واز این جرف ها دیگه حتی تا مدت طولانی کسی بره دور وورش خداشاهد اون مشکل داره کلا با من ،منم گفتم گناه داره چقدر با خانوادم لج کردم میرفتم پیشش گوشی می بردم میگفتم مشکلی نداره من را داری اگه بقیه هم چیزی بگن من مشتتم من واقعا باهمچین رابطه هایی اوکی نیستم چون واقعا نه پایان دارن ونه ارزش زمانی که براشون میزاری
خلاصه من کلی با پدرم حرف زدم گفتم این کاری نمی کنه اصلا خودم حواسم بهشه فقط بزارید بره مدرسه اون همه طرفداری من از معذرت می خوام بیشعور کردم خدا گواه چیزی می خواست براش میفرستادم میخواست بره بیرون میگم پددم با عموم حرف بزنه یکسال گذشت ماجرا کهنه شد بعد امروز یک سری مهمون داشتیم از یجایی اومده بودن خونه عموم منم تا حالا این خانواده را ندیده بودم خلاصه با پدره مادره ودختر عموم نشستیم بازی والا دختر عموم هردست جوری حرف میزد انگار خصومت داشت یعنی ۳ساعت تحمل کردم گفتم به هرحال یا حالش خوب نبوده یا هرچی امروز دوباره رفتم خونه عموم خودم دوباره از وقتی رفتم تو دعوا داشت خداشاهد بعدنشتیم بازی دوباره شروع کرد منم چند بار کنایه وار جواب دادم که بس کنه اما انگار نه ادامه داشت الان من واقعا نه با این بشر مشکل داشتم نه کاری بعد خداشاهد اززمان بچگی تبعیض بینمون بوده یعنی من اصلا از طرف پدری محبت زیادی دریافت نکردم برامم مهم نبود چون طرف مادریم صدبرابر برام گذاشتن بعد من رفتارم واقعا نسبت به دخترا وهمسن وسال هام متفاوته این دیگه حرف هرکسیه که بامن صحبت کرده همچنین بیشتر کارهایی که انجام میدم
عموم تفکرش به. شدت قبلا قدیمی بود که دختر بایداز کلاس اول دیگه بازی نکنه ،حجاب داشته باشه،با مردای خانواده صحبت نکنه
اما برعکس اون پدرم این تفکرات را قدیمی میدونست ومادرمم معتقد بود دختر باید ازاد باشه بدای خورش هرطوری دوست داره رفتار وزندگی کنه اما خوب یکجاهایی هم سختگیر بود بیخیال این طرف پدری همیشه. ایراد های الکی ومسخره میگرفتن مثلا چراتویی که کللس اولیی دامن پاته ونسبت به تربیت خانوادم حرف های بیهوده میزدن واین اتفاق را همه انتظار داشتن برا من بی افته اما من هرجورم که باشم ابروی خانوادم از همه این کارهای بیهوده ی بی فایده برام مهمتره