دو برادر تصمیم گرفتند که به کاوش به جنگل مکراب بروند جنگل مکراب به جنگل ارواح مشهور بود یعنی جن و اینا داشت
جک برادر بزگتر مایکل و مایکل برادر کوچکتر جک اند آنها ظهر به مکراب رفتند رضا به مایکل گفت که چوب جمع کند تا برای شب آتش روشن کنند جن ها مجذوب گوشت مایکل شدند شب
جک آتش را روشن کرد و کنسرت را باز کرد و داخل قابلمه گذاشت بعد که مایکل وجک غذا خوردنند
به داخل چادر شان رفتند وخوابیدن
جنی که جک را تسخیر کرده بود نیمه شب شروع به خوردن مایکل کرد جن سیر شد و از بدن جک بیرون رفت
بعد به سراغ بدن جک رفت و بدن جک را هم خورد
تخیلاتمو نگاه
از بیکاری از خودم در آوردم دیدم که کسی جوابتو نداده بخاطر بی کاری اینو نوشتم برات
تاجی میدی ؟