اینکه چطور عید رو گذروندی، بستگی داره به خودت و اتفاقات خوبی که توی این چند روز برات افتاده! 😁
بیا یه مدلللللل ساده و خودمونی بنویسیم که خودت راحت باشی:
عید من، یک خاطره شیرین
امسال هم عید اومد و خونهمون پر شد از بوی عیدی و لباس نو. راستش رو بخوای، این چند روز برام خیلی زود گذشت. فکر کنم بیشتر از همه، دیدن فامیل و دور هم بودن حسابی چسبید.
روز اول عید که طبق سنت، رفتیم خونه پدربزرگ و مادربزرگ. کلی عمو، دایی، عمه و زنعمو و... هم اونجا بودن. خونهشون حسابی شلوغ بود و صدای خنده و حرف شوخی همه جا پیچیده بود. بچهها هم که حسابی کیف میکردن، اولش یه کم ساکت بودن ولی بعدش با هم توپ بازی کردن و کلی چیز میز جدید یاد گرفتن. یه سفره هفتسین خیلی قشنگ هم درست کرده بودن که عکس گرفتن کنارش حسابی کیف داد.
شب هم با خانواده خودمون دور هم نشستیم، شام خوردیم و کلی گپ زدیم. بابام تعریف کرد که چقدر بچگیهاش روزای عید فرق داشته و چه بازیا رو انجام میدادن. مامان هم از خاطرات عیدهای قدیمش گفت. انگار زمان عقب رفته بود! 🕰️
روزای بعد هم بیشتر وقتم رو تو خونه گذروندم. گاهی با دوستام بیرون رفتم، البته با رعایت پروتکلهای بهداشتی! 😉 یه روز هم رفتیم پارک، هوا خیلی خوب بود و حسابی بهم انرژی داد. یه کتاب خوبی هم شروع کرده بودم که سعی کردم بیشتر بخونمش تا ازش عقب نمونم. 📚
یه نکته جالب دیگه هم این بود که این بار فرصت شد که به عمه کوچیکم که چند وقته مریض بود، سر بزنم. حالش بهتر شده بود و دیدنش حسابی خوشحالم کرد. اینکه میتونی به یکی کمک کنی یا فقط کنارش باشی، خیلی حس خوبیه. 😊
به طور کلی، این عید برام پر بود از دید و بازدید، خندیدن، خاطرهسازی و یه خورده هم استراحت. یه جورایی انگار شارژ مجدد شده بودم برای شروع دوباره روزمرگیها. امیدوارم عید شما هم پر از اتفاقات خوب و خاطرات شیرین بوده باشه! ✨