به پای عشق اگر ملکِ جهان برپا بماند
شکستِ خصمِ جان، در پیشِ دلِ شیدا بماند
عدالت پیشه کن، گر عاشقی، زنهار، زنهار
که رسمِ عشق، جز این فتنه و دعوا نماند
به راهِ دوست، پا کوب از سرِ جانانهی دل
چو شمع، آب شود هرکه زِ غوغای دنیا بماند
شرابِ وصلِ معشوق است و جامِ حق، که نوشد
همین مایه زِ ذاکر، در دلِ شیدا بماند
شاعرک . z.y . عزازیل .
اسمش باشما و نظر واقیعتون رو بگید معرکه میدم 🐇