نرگس

نگارش نهم.

بچه ها لطفا... کمک کنید انشام رو تموم کنم

جواب ها

kïng

نگارش نهم

آن روز در حال و هوای خودم بودم که ناگهان به درختی که برگ‌هایش پهن و ریخته شده بود، برخوردم. درختی با تنه‌ای بزرگ و محکم، که شاخه‌هایش به‌طرز زیبایی در آسمان گسترده شده بودند. به آرامی قدم به نزدیک درخت گذاشتم و شروع به تماشا کردم. چشمم به برگ‌های زرد و قهوه‌ای افتاد که به زمین ریخته بودند. هر برگ یک دنیا داستان در خود داشت. به یاد روزهای گرم تابستان افتادم که این درخت پر از برگ‌های سبز و شاداب بود. حالا اما، پاییز به آرامی خودش را نشان داده و فصل جدیدی آغاز شده بود. حس غم و شادی به‌طور همزمان در دل من موج می‌زد.

سوالات مشابه