ترمه محسنی

بدون درس.

یک داستان کوتاه تخیلی از ریشه تا برگ

جواب ها

💗جانان💗

بدون درس

روزی درختی بزرگ و پرشاخه در جنگل بود. هر روز باد می‌آمد و شاخه‌هایش را تکان می‌داد. یک روز، باد قوی‌تر شد و یکی از شاخه‌های درخت شکست. درخت ناراحت شد، اما فهمید که هر شاخه‌ای باید گاهی برود تا درخت قوی‌تر شود. درسی که گرفت این است که هر تغییر و سختی، بخشی از رشد و قوی‌تر شدن است.
سارینا

بدون درس

لطفا معرکه یادت نره
Rashin

بدون درس

روزی درختی به دانه ای گفت که تو چرا رشد نمیکنی . من رو نگاه کن چه ریشه هایی دارم . دانه گفت :اگر بدون ریشه رشد کنم چی میشه. درخت گفت :این امکان نداره خدا برای همه درختان ریشه می زاره تا آب و غذا به همه جای گیاه برسه. و دانه شروع کرد به رشد کردن. معرکه میدی لازم دارم

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن