لپ: گونه دندان برسر دندان ساییدن: کنایه از خشمگین بودن
قُنداقه: پارچه ای که نوزاد را در آن می پیچند خُرناسه: صدایی که در حالت خواب از گلو بیرون می اید .
روله: فرزند به زبان کردی معطّل: منتظر، بی کار، بلا تکلیف
گالش: نوعی کفش قدیمی زنانه (کفش لاستیکی) مَجال: فرصت، وقت لازم
خیش: وسیله ای برای شخم زدن، گاو اهن زُل زدن: خیره شدن
پارهی تن: فرزند عزیز(کنایه) پا برهنه: بدون کفش
مویه: گریه کردن مویه کنان: گریه کنان تقلا: کوشش، تلاش
زار زدن: گریه کردن هق هق: صدای بریده بریدهی گریه طولانی
دایه: مادر خشکش زد: مات و مبهوت شد.
هراسان: ترسان
معرکه بده