صلام. داستان سکه طلا برام اگه میشع متنشو بدین. بای.

تبلیغ

اپ پرسان رو نصب کن!

ارسال سول، ذخیره‌ی سؤال‌ها و پاسخ‌های بیشتر فقط توی اپ.

نصب اپلیکیشن

جواب ها

جواب معرکه

سلام بفرما اگه به دردت خورد معرکه لطفا بده ممنون بای

جواب معرکه

ی دونه دیگه هم عکس هست اما چون جا نشد برات مینویسم: خووان گفت: «باشد، صبر می‌کنم». اما کم‌کم حوصله‌اش سر رفت، بیلی برداشت و دست به کار شد. غروب بود که هر سه نفر بیل‌های خود را زمین گذاشتند. خاک زیر و رو شده بود و سبد پر از سیب زمینی بود. خووان با دستپاچگی پرسید: «حالا می‌توانید من را ببرید؟» پدر جواب داد:« حتما، اما بگذار،شاممان را بخوریم». نور ماه رودخانه را روشن کرده بود. پدر و پسر پارو می‌زدند و قایق را به آن طرف رودخانه می‌راندند. پسر به خووان گفت: «دونا ژوزفا فقط با یک فنجان چای مخصوص خودش پدربزرگم را خوب کرد». پدر گفت: «بله، نه تنها او را درمان کرد، یک سکه طلا هم برایش آورده بود». خووان ‌هاج و واج ماند. نمی‌فهمید دونا ژوزفا که برای کمک به مردم این طرف و آن طرف می‌رود، چرا به این و آن سکه طلا می‌بخشد؟ زنگ تفریح: اونایی که میگن خیلی طولانیه، قبل از اینکه ادامه داستان سکه ی طلا رو بخونن، برن این چندتا عکسو ببینن تا خستگیشون در بره.

سوالات مشابه بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم

پریا قاسملوی · بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم
ابوالفضل سرلک · بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم
ابوالفضل سرلک · بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم
محدود دائمی · بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم
mohi 🫠🤍 · بخش اول تفکر و سبک زندگی هفتم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

بزن بریم