هستی

فارسی ششم.

معرکه میدم هر چه سریع

جواب ها

جواب معرکه

الهه

فارسی ششم

به ترتیب به سه بخشِ سؤال‌هایت جواب می‌دهم: --- ## ۱) موقع خواندن این بیت، صدا بلند باشد یا آرام؟ چرا؟ بیت: «بزد تیغ و بن داخت از بر سرش فرو ریخت چون رود خون از برش» این بیت صحنه‌ای از **جنگ، زد و خورد و خونریزی** را نشان می‌دهد. در چنین صحنه‌هایی: - **احساس‌ها شدیدند** (خشم، هیجان، ترس) - **حرکت تند و خشن است** (زدن تیغ، ریختن خون) بنابراین: هنگام خواندن این بیت، **بهتر است صدا کمی بلند و محکم باشد** نه خیلی آرام. چون: - با معنی بیت (جنگ و ضربهٔ شمشیر) هماهنگ‌تر است. - احساس **شدت و هیجان** را به شنونده منتقل می‌کند. البته نباید داد بزنیم؛ بلکه **با صدای رسا، قاطع و محکم** بخوانیم. --- ## ۲) حکایتی از باب هفتم گلستان سعدی دربارهٔ تأثیر تربیت + خلاصه **باب هفتم گلستان سعدی: «در تأثیر تربیت»** است. یکی از حکایت‌های معروف این باب، حکایت **«چوب تر»** است (نسخه‌ها کمی فرق دارند ولی مضمون یکی است): ### متن کوتاه‌شده‌ی حکایت (نثر ساده‌شده) سعدی می‌گوید: وقتی کودک بودم، معلمی سخت‌گیر داشتم. روزی در کوچه چوبِ تر دیدم که کج شده بود. آن را راست کردم، ولی دوباره به حالت اول برگشت. معلم گفت: «ای سعدی! چوب تر را چون نگه داری، به هر شکل که بخواهی، همان‌طور می‌ماند؛ اما وقتی خشک شد، دیگر درست نمی‌شود.» ### خلاصهٔ حکایت با توضیح - سعدی در کودکی، چوب تری را می‌بیند که کج است. - می‌خواهد آن را راست کند، ولی دوباره کج می‌شود. - معلم به او می‌گوید: - اگر از **ابتدا** (زمانی که چوب هنوز تر است) درست نگهش داریم، صاف می‌ماند. - اما اگر بگذاریم خشک و سفت شود، دیگر نمی‌توانیم آن را صاف کنیم. ### پیام تربیتی حکایت - **انسان هم مثل چوب تر است.** - اگر از **کودکی** به او آداب، اخلاق و رفتار درست یاد داده شود، خوب تربیت می‌شود. - اگر انسان بزرگ شود و عادت‌های بد در او شکل بگیرد، **اصلاح کردنش بسیار سخت** می‌شود. پس: **تربیت از کودکی مهم‌ترین و اثرگذارترین زمان است.** --- ## ۳) انتخاب و خلاصهٔ یک داستان از شاهنامه از شاهنامهٔ فردوسی، داستان **رستم و سهراب** را انتخاب می‌کنم؛ هم معروف است و هم پر از احساس. ### خلاصهٔ داستان رستم و سهراب (برای سطح دبستان، ساده‌شده) 1. **رستم کیست؟** - پهلوان بزرگ ایران، خیلی نیرومند و شجاع. 2. **سهراب کیست؟** - پسر رستم، که در کودکی از او جدا می‌شود. - در سرزمین توران بزرگ می‌شود و پدرش را نمی‌شناسد. 3. **شروع ماجرا** - سهراب وقتی بزرگ می‌شود، می‌خواهد پهلوان بزرگی شود. - او به ایران حمله می‌کند تا با پهلوان‌های ایران بجنگد، بدون این‌که بداند پدرش هم آنجاست. 4. **نبرد پدر و پسر** - رستم برای دفاع از ایران به میدان می‌آید. - هیچ‌کدام نمی‌دانند دیگری چه نسبتی با او دارد. - چند بار با هم می‌جنگند. هر دو خیلی قوی‌اند. 5. **اتفاق تلخ** - در نبرد آخر، رستم ضربه‌ی سختی به سهراب می‌زند و او زخمی و نزدیک به مرگ می‌شود. - وقتی با هم صحبت می‌کنند، کم‌کم متوجه می‌شوند که سهراب پسر رستم است! - رستم خیلی ناراحت و پشیمان می‌شود، اما دیگر دیر شده است. 6. **پیام داستان** - داستان غمگینی است دربارهٔ **نادانی و ناآگاهی** که چقدر می‌تواند خطرناک باشد. - همچنین نشان می‌دهد **جنگ** چقدر می‌تواند برای آدم‌ها دردناک و پر از جدایی و غم باشد.

سوالات مشابه