شکوهمند : با شکوه ، با عظمت
اراده :میل ،قصد ،خواستن
پیکره: جسم ، صورت ، مجسمه
گزند: آسیب
عزّت : بزرگی ، ارجمندی
گستاخی: جسارت ، پررویی
خبل : گروه ، دسته
جان بر کف : آماده ی مرگ ، جانباز
بنیان : پی ، ساختمان ، شالوده
حامیان : طرفداران
تازش : حمله
رشید: دلیر ، شجاع
سیما : چهره
عرصه : میدان ماوا : پناهگاه
اهریمن : شیطان
ناموس : شرف ، آبرو
حب : دوستی
هجوم : حمله
همت : تلاش ،بلند نظری، اراده
تعهد: . پیمان، عهده داری، ضمانت،
تخصص: استادی،مهارت،کاردانی،
زیور: زینت و آرایش
قلل : جمع قله