مُمَرِّض
قابل شمارش مذکر
[جمع: مُمَرِّضُون]
1 پرستار
1.ذَهَبَتْ المُمَرِّضَةُ إِلَى الغُرْفَةِ لِمُسَاعَدَة الطَّبِيب.
پرستار برای کمککردن به دکتر به آن اتاق رفت.
2.هُوَ مُمَرِّضٌ وَ يَعْمَلُ فِي المُسْتَشْفَى.
او پرستار است و در بیمارستان کار میکند.
👑موفق باشی👑
یه تاج👑 بده مرسی🥹❤
⭕pls🥹