نسرین سلامی

فارسی پنجم.

یک خاطره درباره عید امسال لطفا زیاد باشه بگید ممنون هرکس جواب بده معرکه میدم قول میدم معرکه میدم ؟؟

جواب ها

(نورا)𝒩ℴ𝓇𝒶

فارسی پنجم

# جزئیات بیشتر از عید امسال 🌸 اون روز، مادربزرگشون یه کار جالب کرد: به جای اینکه فقط عیدی نقدی بده، برای هر کدوم از ما یه یادداشت کوچیک نوشته بود با یه آرزوی شخصی. مثلاً برای من نوشته بود: «امسال بیشتر کتاب بخون و سفر برو». این ایده خیلی قشنگ و متفاوت بود! بعد از ظهر هم، پسرخاله‌م که تازه گیتار یاد گرفته بود، برامون چند تا آهنگ محلی زد و همه با هم خواندیم. حتی مادربزرگ هم با صدای لرزانش همراهی کرد که خیلی بامزه و دلنشین بود. غروب که شد، تو حیاط نشستیم و زیر نور فانوس‌های رنگی، داستان‌های قدیمی تعریف کردیم. هوا خنک بود و بوی بهار می‌اومد. واقعاً حس می‌کردیم همه چیز تازه شروع شده. چیزی که امسال برام خاص بود، این بود که بعد از کلی سال، دوباره همه‌ی فامیل دور هم جمع شدیم — انگار زمان رو نگه داشته بودیم برای چند ساعت. راستی، اون تخم‌مرغ‌شکستن‌ها رو یادته؟ آخرش پسرعمه‌م با یه تخم‌مرغ خیلی محکم اومد و همه رو شکست داد! 😄 ممععررککهههه
deniz kord 💀🎀

فارسی پنجم

عید عالی بود همه خونه مادر بزرگ جمع شده بودیم بچه ها در حال بازی بودن بزرگ تر ها در حال خاطره گفتن و خندیدن و قصه های مادر بزرگ بازی ها ی محلی یا بازی های امروز بچه ها یا پاسور منچ و ... ولی بعضی خانه ها در حال بازی با موبایل هستند یا تلویزیون و.... ولی دور زمان قدیم فقط خاطره قه قه و خنده 😂😂😂 خلاصه دور هم کنار کرسی همه جمع می شوند اون قدیما صفا بود ها ولی الان با فضای مجازی پرش کردن اینم از درس امروز
درسا

فارسی پنجم

سلام من درسا هستم من امسال عید به شهرستان رفتم من با دختر دایی حدود پنچ ملیون عیدی گرفتیم ولی باعیدی مان یک کسب کار راه انداختیم در روز پنجم عید اولین مشتری مان آمد(البته آنلاین)او حدود پانصد هزار تومان خرید کرد ولی به دلیل قطع انترنت پول به دستمان نرسید و من دختر داییم خیلی ناراحت بودیم ما این راز را نگه داشتیم و به مادر و پدرمان نگفتیم تا روز ۱۳که مادرم خواست جلوی فامیل های خودش پز بده به من گفت که فیش واریزی اولین خرید نشان بدم و همان موقع فهمید واین عید بدترین وخنده دار ترین عیدم بود
نیما ظفریان

فارسی پنجم

سلام نسرین خودت بنویس
واقعا معرکه میدی؟

سوالات مشابه