فاطمه

نگارش یازدهم.

پسر ۲۴ ساله ای که از پنجره قطار بیرون را می دید فریاد زد … پدر، ببین درخت ها دارند پشت سر می روند! پدر لبخندی زد و زوج جوانی که در آن نزدیکی نشسته بودند، با ترحم به رفتار پسر ۲۴ ساله نگاه کردند، ناگهان او دوباره فریاد زد … پدر، ببین ابرها با ما می دوند! زن و شوهر نتوانستند مقاومت کنند و به پیرمرد گفتند: چرا پسرت را نزد یک دکتر خوب نمی بری؟ پیرمرد لبخندی زد و گفت: این کار را کردم و تازه از بیمارستان می‌ آییم، پسرم از بدو تولد نابینا بود، امروز چشمانش برای اولین بار می بینند. هر فردی در این سیاره

جواب ها

جواب معرکه

TOKYO

نگارش یازدهم

عالی بود

جواب معرکه

ARAZ

نگارش یازدهم

تحت تأثیر قرار گرفتم 🫠

جواب معرکه

Parmida

نگارش یازدهم

قشنگ بود:))
فاطمه

نگارش یازدهم

خیلی زیبا بود👌
سارینا

نگارش یازدهم

خیلی زیبا وعالی بود

جواب معرکه

Yalda

نگارش یازدهم

وای عالییی کاش ادامش هم بودد😂🥲

سوالات مشابه