* گردگار: خالق
* مرتبه: مقام، جایگاه
* هوشیار: آگاه، بیدار
* من اندیشم: من فکر کردم
* زهره: جرئت، توانایی
* مفهوم: معنی، منظور
* معنای: معنی
* اندرزگر: نصیحتکننده
* وداع: خداحافظی
* خروشیدن: فریاد زدن
* نسیم: باد ملایم
* لشکر: سپاه
* گام: قدم
* شتابان: با سرعت
* خلقت: آفرینش
* شکوه: عظمت، بزرگی
* جانب: طرف، سو
* عظمت: بزرگی
* یقین دارم: مطمئن هستم
می آموزد یعنی یاد میدهد
گشتم در جستجوی چیزی بودم
نخستین اولین
خویشاوندم یعنی فامیلان نزدیک
رفیق یعنی دوست
دیرینه یعنی قدیمی
می نگریستم یعنی نگاه میکردم
غرور یعنی خود برترینی برافراشته یعنی بلند
مذاب یعنی ذوب شده
برهنه یعنی بدون پوشش
اعجاز یعنی معجزه
خالق یعنی آفریننده
جلال یعنی بزرگ
شگفت یعنی تعجب