سلام سلام خوبید خانممون گفت چند تا کلمه سخت از درس اتفاق ساده پیدا کنید و با پنج تاشون یک متن ادبی در سه بند بنوسید این کلماتی که من نوشتم تو عکس فرستادم معرکه میدم تروخدا یک صفحه م رو پر کنه به همه معرکه میدم فقط تا ساعت ۱۰ بیدارم

جواب ها

جواب معرکه

جبهه_شوق_مادر_قطره_خانه: به نام خدا یک روز وقتی 18 سالم بود تصمیم گرفتم در جنگ ایران با عراق شرکت کنم. ازمادرم پرسیدم:«مادر اجازه میدهید در جنگ ایران با عراق شرکت کنم؟» مادر با خوشحالی گفت:«بله پسرم چه خوب است در جنگ ایران با عراق شرکت کنی و به ایران کمک کنی ولی قول بده که به زودی به سلامتی و خوشی برمیگردی.» من به مادرم قول دادم که به زودی برمیگردم. روز جنگ بود. رزمنده ها با سختی با عراق می جنگیدند. ودر آخر ایران در جنگ با عراق پیروز شد. روز بعد رزمنده هایی که سالم بودند به خانه هایشان برگشتند و باهم پیروزی ایران را جشن گرفتیم. مادر هایمان از شوق و خوشحالی قطره قطره اشک می ریختند . و بسیار خوشحال بودند که سالم و سلامت از جبهه برگشتیم.

سوالات مشابه درس دوازدهم فارسی چهارم

🍇 🎀 𝒜𝑅𝒯𝑀𝐼𝒮 🎀 🍇 · درس دوازدهم فارسی چهارم
𝗄︎𝖺𝗆︎𝗂𝗌𝗁︎𝖺 · درس دوازدهم فارسی چهارم
فاطمه پوروالی · درس دوازدهم فارسی چهارم
..... · درس دوازدهم فارسی چهارم
..... · درس دوازدهم فارسی چهارم
Ad image

هوادار یه سال تحصیلی ۵بعدی باش

کمک درسی،هوش مصنوعی، معلم خصوصی، شب امتحان و مهارت؛ همه در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن