الف) آن دست که تیر سر مادرم بود، خون اندر آن خشک شده بود. گفتم: ای تن رنج از بهر خدای یک شبی بنشین.
ب) خدایا! به حق نیک مردان، که احوال بدم را نیک گردان.
**پاسخ تشریحی:**
الف) معنی: دست مادرم زخمی شده بود و خون آن خشک شده بود. به او گفتم: ای بدن سختی کشیده، به خاطر خدا یک شب آرام بگیر.
ب) معنی: خدایا! به خاطر نیکوکاران و صالحان، حال بد مرا به خوب تبدیل کن.