هانده کرمی

فارسی هفتم.

میتونید ازای جمله رو برام مشخص کنید

جواب ها

مصراع اول: نمودش بس که دور آن راه، نزدیک نمودَش: فعل (نمود = فعل، َش = ضمیر متصل مفعولی) دور آن راه: نهاد (گروه اسمی: دور = صفت، آن راه = مضاف و مضاف‌الیه) نزدیک: گزاره (مسند) بَس که: قید (قید شدت و علت) معنی: آن راهِ دور، به سبب شدت دوری، برای او نزدیک جلوه کرد. مصراع دوم: شُدَش گیتی به پیش چشم، تاریک شُدَش: فعل (شد = فعل، َش = ضمیر متصل برای فاعل) گیتی: نهاد تاریک: گزاره (مسند) به پیشِ چشم: متمم قیدی (حرف اضافه “به” + متمم “پیشِ چشم”) معنی: دنیا در برابر دیدگانش تاریک شد. معرکه یادت نره

سوالات مشابه

Ad image

20 رو بغل کن!

جمع‌بندی شب امتحان همه پایه‌ها در فیلیمومدرسه

ثبت‌نام کن