۱۸ دی ک فراخوان داده بودن منو دوستام رفتیم اعتراضات خلاصه ک ساچمه زدن تو پامگرفتنم خلاصه ک ی شبی درخدمتشون بودم بعد بابای دوستم ازادمکرد 🦭👩🦯مث سگ ترسیده بودمممم رفتم خونه مامانم گریه کرد بعد از خونه بیرونم کرد د اخه مادر من🫤
خانوادگی رفتیم جنگل
شب بود با دخترا تو ماشین بود نصف شب بعد یکم پایین تر از ما جوونایی بودن اینا مست کرده بودن و میخندیدن صداشون خیلی بلند بود واقعا ترسناک بود
فیلم ترسناک هم نگا کردیم اون شب🤓