یادمه بچه بودم بعد مثل عقب مونده ها چشمامو بستم راه میرفتم بعد یه سگ خوابیده بود منم احمق چشام بسته بود پامو گذاشتم رو دمش این بیدار شد اینم اومد دنبالم پاچمو گرفت بعد مامانم رفته بود اصفهان خونه بابابزرگم و مامانبزرگم سر بزنه بابامم وقتی دید منو سگ گاز گرفته منو دکتر نبرد که گفت خودش خوب میشه هنوز حس میکنم هارم🤡🤡🤡