No Face Archive

بدون درس.

یه خاطره ای که ترس به جونتون انداخت از جایی که رفتید بگید با دوستاتون

جواب ها

Maryam

بدون درس

والا یادمه ۲ شب بود تو قبرستون بودم نترسیدم اما بقیه ترسیدن
Dr.aMiRaLi

بدون درس

یبار چشمامونو باز کردیم دیدیم تو بیمارستانیم عکس آیت الله خامنه ای کناره دیواره
۱۸ دی ک فراخوان داده بودن منو دوستام رفتیم اعتراضات خلاصه ک ساچمه زدن تو پام‌گرفتنم خلاصه ک ی شبی درخدمتشون بودم بعد بابای دوستم ازادم‌کرد 🦭👩‍🦯مث سگ ترسیده بودمممم رفتم خونه مامانم گریه کرد بعد از خونه بیرونم کرد د اخه مادر من🫤
<𝙁𝙖𝙩𝙞>

بدون درس

خانوادگی‌ رفتیم جنگل شب بود با دخترا تو ماشین بود نصف شب بعد یکم پایین تر از ما جوونایی بودن اینا مست کرده بودن و میخندیدن صداشون خیلی بلند بود واقعا ترسناک بود فیلم ترسناک هم نگا کردیم اون شب🤓
Melody

بدون درس

یادمه بچه بودم بعد مثل عقب مونده ها چشمامو بستم راه میرفتم بعد یه سگ خوابیده بود منم احمق چشام بسته بود پامو گذاشتم رو دمش این بیدار شد اینم اومد دنبالم پاچمو گرفت بعد مامانم رفته بود اصفهان خونه بابابزرگم و مامانبزرگم سر بزنه بابامم وقتی دید منو سگ گاز گرفته منو دکتر نبرد که گفت خودش خوب میشه هنوز حس میکنم هارم🤡🤡🤡

سوالات مشابه

Ad image

کمک‌درسی اول تا دوازدهم

ترم دوم با فیلیمومدرسه

ثبت نام