رها از مدرسه خیلی زود آمد
قصر پر از گلهای رز با رنگ های زرد ،سفید و قرمز بود
گلدان شمعدانی مادر بزرگ کنار حوض حیاط شکست
علیرضا در حیاط مدرسه مادر و پدرش را دید
سارا وقتی مادرش را در فرودگاه بعد از چند هفته دید اورا در درآغوش گرفت وبوسید
سینا کتاب شاهنامه را بست