گر بخواهيم ادامه دهيم:
دانشمند کوچک وقتی به اطراف نگاه میکند، در ذهنش تصويری بزرگ از جهان ساخته میشود:
آسمان را میبيند، پر از ستارهها و ابرها
زمين را حس میکند، با ريشههای درختان و جريان آب
حيوانات را میبيند، هر کدام با حرکات و صداهای ويژه
و حتی اجزای بدنش را، که مثل يک دستگاه شگفتانگيز کار میکنند
از اين تصوير، او میفهمد که همه چيز به هم پيوند خورده است: درختان برای نفس کشيدن، آسمان برای باران، حيوانات برای زندگی، و بدن او برای تجربهی اين همه شگفتی.